عبد الحي حبيبى
736
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
دو شاگرد بزرگ را تربيه كرد ، كه يكى ابراهيم فزارى و ديگر يعقوب بن طارق باشد ، و اين هر دو در تعميم رياضى و تفسير سد هانته و فلكشناسى خدمات شايانى نمودهاند . « 1 » ديگر از آثار هندى كه در انتقال افكار هند به خراسان و ممالك عربى موثر افتاد ، كتاب معروف كليله و دمنه است ، كه بنام اصلى آن پنچه تنتره PANCHA - TANTRA در پنج باب در خزينهء ملوك هند موجود بود ، و در عصر انوشروان خسرو بن قباد ساسانى ، طبيب دناى مروزى كه برزويه نامداشت ، آن را از هند بايران برد و به پهلوى ترجمه كرد ، و ابواب و حكاياتى را از منابع ديگر هندى بر ان افزود ، و بزرگ مهر بختكان حكيم و مشاور در باريك باب بنام برزويه به آن ضم كرد ، و تا عصر مامون خليفهء عباسى در خزينهء شاهان بود ، و همين نسخهء پهلوى بوسيله روزبه عبد اللّه بن مقفع ( مقتول 145 ه 762 م ) به عربى در امد « 2 » ، و بعد از ان ابان بن عبد الحميد لاحقى ( متوفى در حدود 200 ه 815 م ) كه از شعراى دربار برامكه و هارون بود ، اين كتابرا به زبان عربى منظوم داشت ، و نيز سهل بن هارون كه از شعوبيان دربار برمكيان بود ( متوفى 215 ه 830 م ) اين كتابرا بنام « ثعله و عفراء و نمر و ثعلب » به عربى نظم كرد ، و از حضور يحيى بن خالد برمكى هزار دينار جايزه يافت ، « 3 » تا كه در عصر سامانيان رودكى شاعر معروف درى ، بامر امير نصر بن احمد و تشويق بلعمى وزير در حدود 320 ه 933 م آن را به زبان درى منظوم كرد « 4 » ، و بعد از ان در ملل شرقى و غربى ترجمهاى آن به السنهء متعدد تأليف و نشر يافت . از داستان كتاب كليله و دمنه به خوبى ثابت مىآيد ، كه مترجم نخستين پهلوى آن هم مروزى و خراسانى بود ، و بعد از ان هم بامر برمكيان خراسانى آن را در عربى ترجمه و نظم كردند ، و اين كتاب نمونهء بسيار بارز و مهم اقتباس و انتقال فكرى بين هند
--> ( 1 ) - علم الفلك 165 بحوالت كتاب الهند و تعلقات هند و عرب 228 ( 2 ) - طبع دى ساسى در پاريس 1816 م و طبع بولاق قاهره 1297 ق و طبعهاى ديگر ( 3 ) - بروكلمان در تاريخ ادب عرب 3 / 34 و 105 و سبكشناسى بهار 2 / 251 ( 4 ) - احوال و آثار رودكى 2 / 1096 ببعد